صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...
هم ازاین روی است که تهی بودن در هنر اسلامی مترادف تجلی امر قدسی است.
انسان در اسلام مقیاس همه چیز نیست. معمار مسلمان با اسلام خود ، یعنی با سرسپردگی خود به مشیت الهی ، تصدیق می کند که خدا معمار اعلاست. بنابراین رابطه معمار و فضای دور و بر او رابطه ای مبتنی بر تعظیم است نه تکبر. ازاین رو ، اگر باید تأثیری در این محیط مادی برجای گذارد ، این تأثیر باید با خضوع صورت گیرد نه باحس بی اعتنایی به نظم طبیعی وجود.
معماری سنتی اسلامی این آگاهی راکاملا منعکس می کند. هرگز هیچ موضعی حاکی از تعارض یا بی اعتنایی ، یا تسلط بر محیط اطراف در کار نبوده است. این را در انحنای گنبد و اشکال سیال طاقها ، کنگره های خط افق و فرورفتگی و پیش آمدگی های دیوارها می توان دید که به بنا امکان تعادل درزیبایی بافضای دور و بر می دهد. حتی فضای درونی بنا و حیاط آن (مجازاً قلب بنا) گشوده به روی آسمان است و این نمودگار عروج قلب به سوی عالم بالاست.
عروج معمار سنتی به سوی عالم بالا، درکار او ، ازطریق تنویر توده مادی منعکس می شود. این توده مادی باتکنیکهای تزیین که آن را از نظر می پوشاند ، وتوجه را به ساحت رنگ و طرح هندسی و اشکال اندامی جلب می کند ، زیبایی می یابد. این تزیین را باید تجلی نظم والاتری از وجود ، ونه صرفاً استعمال سطحی الگوها ، دانست. تغییر توده مادی معماری از طریق تزیین ، نماینده وجه نفی لااله است ، درحالی که تمرکز بر توحید الهی ، نشاندهنده اثبات الاالله می باشد.
بااین همه ، تزیین معماری تنها وسیله منعکس کردن توحید نیست ، شکل بنا نیز حاوی زبان نمادین این توحید است. این معنی به بهترین نحو درانواع مختلف مساجد نمایان است. مثلا مسجد تک گنبدی که توجه آن معطوف به هندسه و معنی رمزی گنبد، تلاقی آسمان و زمین، است درحالی که مسجد چند ستونی برتکرار هماهنگ ستون و طاق متمرکزاست تا تفکررابرای عبادت کنندگان موزون کند. اگرگنبد را بنایی مقدس ومظهرروح کلی یاعرش اعظم بدانیم دراین صورت ساقه یا گریوِهشت ضلعی گنبد که زیرآن قرار گرفته رمزهشت فرشته حامل عرش است که خودبا هشت جهت مطابقت دارد. بخش مکعب شکل بنا، مظهرهمین جهان متداول ومتعارف است که چهاررکن آن درچهارکنج بنا، به عنوان اصول ومبادی درعین حال روحانی وجسمانی عناصرعالم محسوب می شوند. کل بنا ازتعادل ووحدتی سخن به میان می آوردکه انعکاس دهنده احدیت درنظام هستی است. باوجوداین احدیت درهرمرتبه که موردنظرقرارگیرد پیوسته احدیت است.ازاین روشکل منظم بنارامی توان نمادبارزی ازالوهیت نیزدانست که دراین صورت پاره کثیرالاظلاع بنا برابربابَرهای تراش خورده(وجوه) [5] مظهرصفات الهی وگنبدآن یادآوراحدیت جمع الجمع است. [6] این چنین معمار در مقام جمع الجمع وشهودحق درجمیع مخلوقات خواهدبود چنان که مرتبه احدیت همان مرتبه حقیقه الحقایق است که تمام اسماوصفات مستهلک درآنند. [7] ترتیب فضا در معماری مسجد دوجهت دارد: جهت افقی که آن را بامکه پیوند می دهد و جهت عمودی که آن رابه عالم بالا متصل می کند. جهت افقی به سوی قبله ، نماینده اهمیت مکه به عنوان محراب مرکزی همه مسلمانان جهان است ؛ واین جهت رامحل محراب نشان می دهد و شکل کلی بنای مسجد بر آن تأکید دارد. شبستان برگزاری نمازجماعت ، مستطیلی است که ضلع بلند آن متوجه مکه است. مکه را نباید تنها مرکز جهان برای مسلمانان دانست ، بلکه باید گفت که علاوه برآن ، نقطه ای است که درآن جا آسمان وزمین به هم می پیوندند.
جهت عمودی معماری مساجد را گنبد نشان می دهد. گنبد، یکی از نمادین ترین عناصر در معماری اسلامی است. حضرت محمد (ص) فرمود که دربخشی از معراج خود گنبدی دید ازصدف مروارید ، نهاده برچهارگوشه مربعی ، که برآن چهار بخش بسم الله الرحمن الرحیم نوشته شده بود. همچنین پیغمبر خبراز چهارجوی داد که از چهار جانب مربع روان بود: جویی از آب ، جویی از شیر ، جویی از عسل و جویی از شراب. این مکاشفه نه تنها نماینده مثال آسمانی هربنای گنبد داری است ، بلکه علاوه برآن ، مناسبت کلی معنی رمزی صورت معماری رابه عنوان بیان نظم جهان نشان می دهد.
هر گنبدی نیاز به چهار پایه دارد.این پایه مربع که موجب استواری بناست حاوی نوعی معنی رمزی است: به این معنی که صورت هندسی مربع ، نمودگارثبات و استواری زمین است.
میان پایه مربع شکل و نیمدایره خودگنبد ، یک سلسله اشکال هندسی وجوددارد ، همه آنها مبتنی برحالات مختلفی از هشت ضلعی است که به منزله اشکال انتقالی اند. اینها نماینده ساحتهایی از وجودند که میان قلمرومادی و قلمروروحانی جای دارند.
نیمدایره گنبد نیزنمودگار فضای نامتناهی ، جهان هستی و قلمروروح است.
بیان بصری این نظام وجود ، به بهترین وجه ، باهندسه نشان داده شده است. هندسه هم کمی است و هم کیفی. بعد کمی آن صورت و ساختار معماری راتنظیم می کند و بعد کیفی آن ، نسبتهای صورت معماری رابرقرارمی سازد ، ونماینده بیان نظام جهان هستی است که چرخه تجلی رامنظم می کند.
انتقال جهان از روح به ماده باگویایی تمام درمعنی رمزی هندسی نشان داده شده است وقلمروزمین بامکعب. کره و مکعب رامی توان بادایره و مربع نشان داد؛ که درهندسه دوبعدی همان ارزش نمادینی رادارند که کره ومکعب درهندسه سه بعدی.
نه تنها اشکال کره و مکعب به ترتیب مربوط به آسمان و زمین اند ، بلکه ابزارهایی که درترسیم آنها به کارمی روند ، یعنی پرگار و گونیا نیزدارای همان اهمیت هستند. صنعتگر ،که با ابزارهای سنتی کار می کند، با این کار خود در آیین پرستشی شرکت می کند که نماد تلاقی آسمان و زمین است.
کُره ، نماد شکل اولیه و نماینده فضای نامتناهی است. کُره ، کلی ترین شکلی است که ذاتاً همه اشکال دیگررادرخود دارد و بعداًمی گسترد تا چرخه تجلی را به وجود آورد. این اشکال به تعبیر گنون، باتغییر تدریجی که در بعضی جهات خاص صورت می گیرد ، ازکُره سربرمی آورند. درقلمرو هندسه عملی ، چنانکه در هنر و معماری اسلامی دیده می شود ، نسبتهای بنا همه از تقسیم دایره به اشکال منظم حاصل می شود. بنابراین ، نسبتها همه ریشه در نماد منشاء ، یعنی کره دارد که دردرون خود حاوی همه امکانات آفرینش است.
مکعب ، نشان دهنده انتهای دیگر طیف تجلی و نماد انتهای چرخه ای است که ازفضای بیکران کُره به وجود می آید. ایستاترین صورت هر چیزی است که بتوان آن را دارای منتهای تخصیص توصیف کرد. مکعب ، نماد زمین و نشان دهنده استواری و ثبات است. شکل مادی آن ثابت از هر شکل هندسی دیگراست ؛ مکعب پایه یابنیان صورت مربوط به معماری است.
اگربتوان گفت که کره و مکعب نماینده دو انتهای چرخه آفرینش اند، آنگاه درست است اگر بگوییم که کره و مکعب باید کاملاً بریکدیگر منطبق شوند. درانتهای چرخه تجلی ، کره تبدیل به مکعب می شود. این مهم را معمولا با اصطلاح - تربیع دایره - بیان می کنند. سمبولیسم این اصطلاح رادرطواف خانه کعبه ، گنبد و پایه مربع آن و استعمال ابزارهای سنتی بنایی ، پرگار و گونیا ، می بینیم. بااین همه ، تربیه حقیقی دایره ، تنها در پایان چرخه تجلی تحقق می یابد که علامت آخرزمان است ، هنگامی که آسمان و زمین باهم تلاقی می کنند. [8]
معماری اسلامی از همان آغاز به نقطه اوجی رسید که تا زمان ما ادامه یافته است و این ویژگی شاید درطول تاریخ هنر بی نظیر باشد. سبک سنتی معماری ، مخلوق خدای دروغین عصر حاضر ، یعنی دوره یا زمانه نیست ، بلکه از مواجهه روحانی مذهبی خاص با ذوق و قریحه پیروان آن مذهب نتیجه می شود. از این رو مادام که آن مذهب و قوم خاص برخوردار از هستی است ، این سبک نیز تداوم می یابد. معماری اسلامی ایران نمونه بارزی از این واقعیت است ؛ مساجد سنتی معاصر در قیاس با مسجد دامغان قطعا ً تحول یافته اند ، اما این تغییر و دگرگونی درمتن ثبات و استمراری به وقوع پیوسته است که روشنی و بداهت آن مارا از توضیح بیشتر بی نیاز می سازد.
ایرانیان سنتی چندان در بند زمانه خود نبودند که به آفرینش سبکی مقطعی و محلی بپردازند و به آن اکتفا کنند ؛ سبکی که اگر این ویژگی ها راداشت چندی نمی پایید و بسیار زود منسوخ می شد. آنان به خلق هنر بی زمان پرداختند که با ابدیت پیوند داشت و به موجب همین پیوستگی ، ارزش و اعتباری جاودانه یافت. [9]
[5] - aspect/complexion/dimension/visage/side
[6] - هوف ، دیتریش ؛ گنبدها درمعماری اسلامی ، ترجمه کرامت الله افسر
[7] - شرح گلشن راز، شیخ محمدلاهیجی
[8] - عزام ، خالد ؛ مقاله معنی رمزی صورت درمعماری اسلامی. انستیتوی معماری پرینس آوویلز the prince of wales institute of architecture درج شده در کتاب رازورمزهنردینی تنظیم و ویرایش: مهدی فیروزان
[9] - نصر ، دکتر سید حسین ؛ هنر و معنویت اسلامی ، تهران ، دفتر مطالعات دینی هنر
صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...

